انسانها سخنان شما را فراموش مي کنند.
انسانها عمل شما را فراموش مي کنند.
اما آنها هيچگاه فراموش نمي کنند
که شما چه احساسي را
برايشان به وجود آورده ايد.

معلم عزیزم
از اینکه اینقدر صبورانه و با محبت در تمام این سالها
همراهم بودی
به خاطر تمام این لحظات که تنهام نزاشتی
ممنونم
بی نهایت
دوست دارم
من: دچار طوفان فکری شدم
تو:چرا؟
من:حسه یه عنصر بی مصرف بهم دست داده!
تو:از دست من چه کاری بر میاد؟
من:تو عادت داری بزنی تو حال من مثلا دارم دردل میکنم
تو:باور کن خودم تو یه تلاطم فکری گیر کردم
!!!!
نمیدانم این فکر میتواند
این من را به من دلخاهم نزدیک کند!؟
اماچیزی از درون به من میگوید تجربه ای جدید خواهد بود
طعم تلخ
نمیدونم این طعم تلخ چرا با هیچ شکری از بین نمیره
شکرها تموم شدن
اما بازاین طعم تلخ باقی است
خندیدن خیلی سخته خیلی خیلی سخته
گاهی دلم واسه خنده تنگ میشه
یه کم لبخند از ته دل
تو:چند وقته از ته دل نخندیده بودی؟
من: نمیدونم اما خیلی وقت پیشا بود!
تو:؟!!!

از درون ناراحت بودم
و با تمام وجود میخواستم بدونه
راه دیگه ای وجود داره
که ناگهان
از خودم پرسیدم چه راهی؟


